اشتباهي كه يك عمر پشيمانم
اعتمادیست که به مردم دنیا کردم

مردن ان نيست كه در خاك سياه سياه دفن شويم(مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام. ) .مردن آن است كه از خاطر دوست(عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست
( داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.
با همه خاطره ها(دوست داشتن هميشه گفتن نيست گاه نگاه است گاه سكوت.
) محو شويم .

جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ
![]()
![]()
آدمها آنقدر زود عوض می شوند ...آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .
ارد بزرگ
در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر میکنند به اندازه کافی عاقلند.
رنه دکارت
وقتی که پرکاهی به چشمتان می رود ، آن را بیرون می آورید . وقتی عادتی بد وارد روح شما می شود ، می گویید : سال دیگر معالجه اش می کنیم
. هوراس
طراوت اولیه را نداشت چین و چروک بر صورتش نشسته بود . گله می کرد چرا نامش را عوض کرده اند مگر عیب انگور در چیست؟


بال را او داشت ،پریدن را من می دانستم ،حیف شد ما نشدیم و زمین گیر شدیم.
غنچه باز شده بسته نخواهد شد ،پرپر می شود.

بخدا دوست دارم...

چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
عید فطر مبارک.........


می دونی یاد چی نمی دونی اگر می دونستی تعجب نمی کردی آره ... یاد بدبختیام ...یاد دل شکستنام.... یاد تنها گذاشتنام.... می دونی یاد چی ...بخدا نمی دونی ...نباید هم بدونی چون همه ی این بلاها تو ...آره تو به سرم آوردی...چیه ساکت شدی!حرف بزن دیگه ..نمی تونی خجالت می گشی ...آره باید خجالت بکشی...اما چه فایده.....اما...




سرشت آدم ها

سرنوشت من و او را دگری کرده رقم
زندگی نقش بر اب هست همین هست که هست

امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر ، و ز زمزمهام بر دل ماند اثری دیگر
امید آخر دلهای داغ دیده بیا ، بیا تو ای شب اندوه را سپیده بیا...
در راه رسیدن به توگیرم که بمیرم ، اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم
اگر ز کوی تو بویی به رساند باد ، تمام هستی خود را به باد خواهم داد
به امید روزی که همه به یکدیگر پیام بفرستیم و بگوییم...........
آنکه رخسار تو را اين همه زيبا ميکرد....کاش فکر دل سودا زده ي ما ميکرد......آنکه ميداد تو را حسن و نميداد وفا........کاشکي فکر من عاشق و شيدا ميکرد........يا نميداد تو را اينهمه بيدادگري.......يا مرا در غم عشق تو شکيبا ميکرد
آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند
زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت


سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم
هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم

هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني
نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست بشنو از دل ، دل حریم کبریاست نی بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ی دلبر شود
جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.
درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند
مرگ آرزوها
باز در كلبه ي تنهايي خويش عكس لبخندت مرا ابري كرد عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشمان مرا جاري كرد


عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته است از دست تو خواهم كه برآرم فرياد در پيش نگاه تو زبانم بسته است
چشماي تو براي من عالم زندگانيه رنگ چشات براي من اميد زندگانيه من ميميرم اگه تو پيشم نموني رنگ دلم آبي شده ميشه تو پيشم بموني