تبليغاتX

خلوت دل
اگر تنهاتر از تنها شوم بازم خداست
 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم

                                                                           اعتمادیست که به مردم دنیا کردم 

مردن ان نيست كه در خاك سياه سياه دفن شويم(مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام. ) .مردن آن است كه از خاطر دوست(عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست 
           ( داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.

  با همه خاطره ها(دوست داشتن هميشه گفتن نيست گاه نگاه است گاه سكوت.) محو شويم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 20:29
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
Click to view full size image

رفیق عاشق بی ادعا مادر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 13:11
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ

این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان آدمی است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . ارد بزرگ

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 16:44
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 آدمها آنقدر زود عوض می شوند ...آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 16:21
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 


آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند . 

                                                                                              ارد بزرگ
در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر می‌کنند به اندازه کافی عاقلند.

                                                                                              رنه دکارت


وقتی که پرکاهی به چشمتان می رود ، آن را بیرون می آورید . وقتی عادتی بد وارد روح شما می شود ، می گویید : سال دیگر معالجه اش می کنیم

                                                                                              . هوراس

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 15:0
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
گاو ها یک صدا ((ما)) می گویند. تو هنوز ((من)) را رها نکردهای؟

طراوت اولیه را نداشت چین و چروک بر صورتش نشسته بود . گله می کرد چرا نامش را عوض کرده اند مگر عیب انگور در چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 17:10
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
دکتراي پيشما

بال را او داشت ،پریدن را من می دانستم ،حیف شد ما نشدیم و زمین گیر شدیم.

غنچه باز شده بسته نخواهد شد ،پرپر می شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 17:0
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 بدون تو سنگم،کنار تو ابرم بیا تا گریه کنم،سر اومده صبرم ...

بخدا دوست دارم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:16
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 19:12
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

 

عید فطر مبارک.........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:15
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
TinyPic image
 ياد بچه های مهربون اون زمين خاکی ياد بازی ياد بازی یاد بردنا و باختنا ميفتم بعضی وقتام ياد جنگو ياد موندنا و رفتنا ميفتم

 می دونی یاد چی نمی دونی اگر می دونستی تعجب نمی کردی آره ... یاد  بدبختیام ...یاد دل شکستنام.... یاد تنها گذاشتنام.... می دونی یاد چی  ...بخدا نمی دونی ...نباید هم بدونی چون همه ی این بلاها تو ...آره تو به سرم آوردی...چیه ساکت شدی!حرف بزن دیگه ..نمی تونی خجالت می گشی ...آره باید خجالت بکشی...اما چه فایده.....اما... 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 17:10
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

 


سرشت آدم ها
سرنوشت من و او را دگری کرده رقم

زندگی نقش بر اب هست همین هست که هست 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 10:46
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
ای دل طوفانیم آرام باش 
بگوييد که بر گورم بنويسند زندگي را دوست داشت ولي آن را نشناخت مهربان بود ولي مهر نورزيدطبيعت را دوست داشتولي از آن لذت نبرد آبگير قلبش ژر جنب و جوش بود ولي کسي بدان راه نيافت در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز به کسي دل ندادوخلاصه بنويسيد زنده بودن را براي زندگي دوست داشت نه زندگي را براي زنده بودن

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 18:23
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

 

   ای دل طوفانیم آرام باش

                           

 

امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر‌ ، و ز زمزمه‌ام بر دل ماند اثری دیگر

امید آخر دلهای داغ دیده بیا ، بیا تو ای شب اندوه را سپیده بیا...

در راه رسیدن به توگیرم که بمیرم ، اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم

اگر ز کوی تو بویی به رساند باد ، تمام هستی خود را به باد خواهم داد

                   به امید روزی که همه به یکدیگر پیام بفرستیم و بگوییم...........

          مهدی آمد.              

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 18:7
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 آنکه رخسار تو را اين همه زيبا ميکرد....کاش فکر دل سودا زده ي ما ميکرد......آنکه ميداد تو را حسن و نميداد وفا........کاشکي فکر من عاشق و شيدا ميکرد........يا نميداد تو را اينهمه بيدادگري.......يا مرا در غم عشق تو شکيبا ميکرد

 

 آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 10:10
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

زنی می رفت …

زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 10:5
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری


 سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم

 
هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:50
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری


 هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:37
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری


 عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني

 
نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست بشنو از دل ، دل حریم کبریاست نی بسوزد خاک و خاکستر شود دل بسوزد خانه ی دلبر شود

 
جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.

 
درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.

 
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 18:33
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

مرگ آرزوها

 
باز در كلبه ي تنهايي خويش عكس لبخندت مرا ابري كرد عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشمان مرا جاري كرد

 

 عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته است از دست تو خواهم كه برآرم فرياد در پيش نگاه تو زبانم بسته است

 
چشماي تو براي من عالم زندگانيه رنگ چشات براي من اميد زندگانيه من ميميرم اگه تو پيشم نموني رنگ دلم آبي شده ميشه تو پيشم بموني

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 11:12
  به قلم: اجل عشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T